خرید بک لینک
به همین زودی 97 هم نفس های آخرش رو کشید...

چقدر زود ...

چقدر لحظه ها که دلم پر از غم بود

چه شبها که فقط گله کردم با خدا

و حالا تموم شد

برای من 97 سال خوبی بود جز تورم

برو به سلامت

اگه تکرار می شدی بیشتر قدر تو رو می دونستم قول میدم 98 فقط بخندم قوووووووووول

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

نیاز شدیدی به نوشتن دارم اما همین که دست به قلم می برم همه چی در نظرم محو میشهو نمی دونم باید درباره چی بنویسم .

این منم یک زن در آستانه 37 سالگی اما هنوز باورم نمیشه .پس چرا حس نمی کنم بزرگ شدم چرا

:(

این قدر تلفن زنگ خورد که همه چی از ذهنم پرید

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

حیف که نشد .من خیلی تلاش کردم .آرزوهای زیادی داشتم یه دنیای دیگه .اما نشد که بشه .نزاشتن و نخواست. منم نمی تونم کاری بکنم .هر کاری میکنم به بن بست میخورم. به قول حشمت فردوس وقتی تو قبر نکیر و منکر ازت می پرسن

دنیا رو دیدی ? نه

جنگل رو دیدی? نه

دریا رو دیدی? نه

از ته دل خندیدی? نه

یه روز خوش داشتی? نه

دل خوش داشتی? نه

تو عوض اومدی به جهنم عادت داری برو ته جهنم

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:32

صفحه بندی